
امروز دوتا شعر محلی که یکی از دوستان (آنا) لطف کردن و برام فرستادن رو مینویسم امیدوارم که خوشتون بیاد. ![]()
labe bom amadi chador sar andaz
2ta toghe tala bar gardan andaz
agar toghe tala ghorbi nadare
man az firoze kon gardan biyandaz
labe bom amadi labkhande kerdi
negahe zolfe bore bande kerdi
elahi zolfe boret gol bebare
man az shahre pedar avare kerdi
labe bom amadi shane talai
saro gardan be ashegh minamai
saro ba gardanat eybi nadare
hamon eybi k dari bi vafai
**************************
b ghorbat raftanat bahre che kari
ke asbi bastei zire chenari
na kahi mikhore na narme kahi
hami shayhe zane delbar kojai
be ghorbat miravi royat be man kon
javani koshtei fekre kafan kon
javani koshtei sahraye biyabon
boro khakash bokon ke bi vafai

5عادت عجیب غذاخوری در جهان!
وقتی صحبت از عادت های غذا خوردن به میان میآید، قوانین زیادی دیده میشود که به شدت در میان مردم پیروی میشوند. در تمام کشورها عادت های خاصی وجود دارد اما ما ۵ مورد عجیب آنها را معرفی میکنیم.
تانزانیا
در تانزانیا رسیدن سر موقع شام کاری بی ادبانه است. اگر سر ساعت ۱۵٫۳۰ برسید خیلی عالی خواهد شد.بو کردن غذا عملی زشت و گستاخانه است. اگر روی فرش یا حصیر نشسته باشید مودبانه نیست که کف پایتان در معرض دید باشد. مسن ترین فرد در جمع باید اول از همه پذیرایی شود و میزبان آخرین نفر غذا میخورد. علاوه بر اینها در تانزانیا
چین
در چین لازم است طریقه درست نگه داشتن چوب های غذاخوری را بدانید. علاوه براین اگر نخواهید از این چوب ها استفاده کنید باید آنها را خیلی دقیق روی میز یکی نزدیک به دیگری قرار دهید. درغیر این صورت این کار سمبل این است که شما به طرز نامناسبی در تابوتتان قرار خواهید گرفت! همچنین هرگز نباید چوب غذاخوری را به طور مستقیم به سمت یکی از میهمانان بگیرید وگرنه او این کار را یک توهین بسیار بزرگ تلقی خواهد کرد.
روسیه
همه میدانند که مردم روسیه به خاطر مهمان نوازی افراطی شان مشهورند. وقتی به روسیه رفتید همیشه مقداری غذا را در بشقابتان باقی بگذارید تا به میزبان نشان دهید غذا به مقدار کافی برای خوردن بوده است! علاوه بر این هیچ وقت پیشنهاد ودکا و سایر مشروبات الکلی را نباید رد کرد چون این را گستاخانه و بی ادبی میدانند. و تا زمانیکه از شما نخواسته اند میز غذاخوری را ترک نکنید. یکی دیگر از گناهان بزرگ در روسیه بی اعتنایی کردن یا پرت کردن نان میباشد.
افغانستان
در افعانستان جایگاه مهمان باید درمکانی دور از در باشد. اول از مهمانان پذیرایی میشود و آنها مجبورند که زیاد بخورند درحالیکه میزبان آخرین نفر و مقدار کمی غذا میخورد. یک میزبان خوب موظف است باید حداقل سه بار به مهمان تعارف کند تا بداند چیز دیگری میخواهد و مهمان نیز باید حداقل سه بار این تعارف را رد کند. اگر کسی نان را روی زمین بیندازد حتما باید آن را برداشته بوسیده و سپس به کناری بگذارد. از نظر سنتی نان باید با دست خورده شود و تنها از دست راست نیز استفاده میشود.
ژاپن
اگر در ژاپن به مهمانی شام دعوت شده اید، قبل از آغاز به غذا خوردن باید صبر کنید تا میزبان سه بار از شما بخواهد سر میز بروید. موقع خوردن نودل باید سر و صدا راه بیندازید مگر اینکه بخواهید به عنوان یک آدم عجیب و غریب به نظر آیید! گذشته از این مودبانه تر خواهد بود که کاسه های کوچک برنج یا سوپ را بالا بگیرید. ژاپنی ها میگویند که داخل کشیدن هوا هنگام خوردن نودل ذائقه شان را بهتر میکند. یادتان باشد در رستوران های ژاپن هم کسی نمیتواند سنت انعام دادن را از قلم بیندازد.
سکوت از هر طرف جاری هوای خانه تاریک است
میان زندگی با مرگ پل ویرون و باریک است
مرا دریاب پیش از مرگ که مرگم سخت نزدیک است
فقط یک چهره خستم میان چارچوب قاب
به مرگم یک نفس مانده در این فرصت مرا دریاب
عبور لحظه های عمر دلیل پیری من نیست
فرار از من که تو هستم مگر در خود شکستن نیست
من غافل به دست خود شکستم هر چه پروردم
ولی در این قمار تلخ به خود بیش از تو بد کردم
فقط یک چهره خستم میان چارچوب قاب
به مرگم یک نفس مانده در این فرصت مرا دریاب
به خود گفتم فراموشی پناهم می دهد در خود
فرار از قصه دیروز علاج درد خواهد شد
ولی دیدم فرار از تو فرار از من به آئینه ست
نیاز تو تمام من نه یک احساس که در سینه ست
فقط یک چهره خستم میان چارچوب قاب
به مرگم یک نفس مانده در این فرصت مرا دریاب

اولین سین سنجد
سنجد نماد سنجیده عمل کردن است . سنجد را براین باور بر سفره میگذارند که هرکس با خویشتن عهدکند که درآغاز سال هرکاری را سنجیده انجام دهد . سنجد نشانه گرایش به عقل است . احترام به تفکر و ترویج و خردمندی . اولین چیزی که خداوند آفرید عقل بود پس عقلانیت را ارج مینهیم و خردمندی را بزرگ .
دومین سین سیب
دومین سینی که برسفره مینهند سیب است که نماد سلامتی میباشد .
سومین سین سبزه
سبزه پس از سنجد و سیب بر سفره گذاشته میشود که نشانه خرّمی وشادابی وخوش اخلاقی است . سبزی با خود شادابی نیکویی و زندگی را بهمراه می آورد . من با خویشتن عهد میکنم که دراین سال شاد و خوش خلق وخوش اخلاق باشم . رنگ سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه میدارد و به ما آرامش میدهد .
چهارمین سین سمنو
سمنو مظهر صبر و مقاومت وعضو عدالت و قدرت است .
پنجمین سین سیر
سیر به نشانه دست نگه داشتن از تجاوز به سفره هفت سین راه یافته تا پای را از گلیم خویش بیرون ننهیم . سیر نماد مناعت طبع است یعنی انسان باید همواره با قناعت برجهان بنگرد که انسان قانع از نفس کریحش برتر از انسان قانع به دارندگی ثروت است . پس سیر که نشانه قناعت و یادآور امتناع از تجاوز است را برسرسفره مینهیم تا انسانی عاقل سالم شاداب قوی و قانع باشیم . سیر چشمی و چشم سیری از بزرگترین صفات انسان برتر میباشد .
ششمین سین سرکه
سرکه نماد پذیرش ناملایمات و نماد رضا و تسلیم است . واقف براین نکته هستیم که زندگی پیوسته توام با رنج و مشقت و زحمت است و هیچ انسان متعهد و بامسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد . خداوند زمین وآسمان و انسان را آسوده و بی غم نیافرید و سرکه گویای نکته ایست از تسلیم دربرابر رخدادهای ناگوار زندگی .
و هفتمین سین سماق
آخرین سین سفره هفت سین سماق است . سماق نماد صبر و بردباری و تحمل دیگران است . صبر به انسان میاموزد که درگذر زندگی خستگی را بایدخسته کند وکام را بیابد .

سرما، اگر غلاف کند تازیانه را
غرق شکوفه می کنی ای عشق! خانه را
با سرخ گل بگوی که تیغی به من دهد
تیغی چنان که بگسلد این تازیانه را
هر میوه باغ و باغ بهاری شود اگر
تأئید تو به بار رساند جوانه را
کوچکترین نسیمت اگر یاریم کند
طی می کنم خزان بزرگ زمانه را
با اشکم آب دادم و با نورت آفتاب
وقتی دلم به یاد تو افشاند دانه را
ای عشق! ما که با تو کناری گرفته ایم
سر سبز و پر شکوفه بدار این کرانه را
با دست خود به شاخه ببندش وگرنه باز
توفان ز جای می کند این آشیانه را
عشق! ای بهار مستتر! ای آنکه در چمن
هر گل نشانه ایست، توی بی نشانه را
من هم غزلسرای بهارم چو بلبلان
با گل اگرچه زمزمه کردم ترانه را
من عاشق خود توام ای عشق و هر زمان
نامی زنانه بر تو نهادم بهانه را...
وقتی پسرا دور هم جمع میشن چی کار می کنن:
![]()
*ایتالیا: درمورد مد عینک و لباس جدیدشون بحث می کنن!
*آلمان: درباره سیاست های دولت حرف می زنن!
*مکزیک: دونفر شون دوئل می کنن و یه نفرشون ناظر دوئل میشه و دو نفر دیگه هم گیتار می زنن!
*امارات متحده عربی: 4 نفرشون دست می زنن و یه نفرشون می رقصه!
*افغانستان: اگه پول نداشته باشن کار می کنن و اگه پول داشته باشن می خوابن!
*کره جنوبی: باهم یه شرکت راه میندازن و یه کالای ژاپنی رو کپی می کنن!
*چین: اینها که دیگه روی هرچی متقلیه کم کردن کافی یه چیزی یه جای دنیا ساخته شه 3 سوت نزده کپی می کنن
*آذربایجان: یه بطری آب پرتقال می خرن و با هم می خورن!
*مصر: میرن یه جا می شینن قلیون می کشن!
*پاکستان: یه باند قاچاق تریاک تشکیل میدن!
*روسیه: از همدیگه رشوه می گیرن!
*ژاپن: هیچوقت 5 نفر دور هم جمع نمیشن! چون همیشه حداقل 3 نفرشون کار دارن!
*هند: یا با همدیگه می رقصن و یا میرن سینما و رقص تماشا می کنن!
*عراق: برای حمله به سربازهای آمریکایی نقشه می کشن!
*کوبا: هر وقت 2 نفر یا بیشتر یه جا جمع بشن از کاسترو تعریف می کنن!
*ایران: یا پشت سر بقیه غیب می کنن یا روزنامه راه میندازن یا به جلسه سخنرانی ترتیب میدن یا از حرف زدن و سوتی های همدیگه ایراد می گیرن یا یه نفرشون رو میذارن وسط و 4 نفرشون متلک بارونش می کنن یا الکی می خندن یا یه پیتزافروشی باز می کنن یا بدون هیچ صحبتی می ایستن و چشم و سرشون و رو می چرخونن و مردم رو نگاه می کنن یا یه شرکت کامپیوتر و اینترنت راه میندازن یا میرن یه چت روم توی یاهو مسنجر می سازن.

خواب ریاضی
باز هم خواب ریاضی دیده ام خواب خطهای موازی دیده ام
خواب دیدم خوانده ام ایگرگ زگوند خنجر دیفرانسیل هم گشته کند
از سر هر جایگشتی می پرم دامن هر اتحادی می درم
دست و پای بازه ها را بسته ام از کمند منحنی ها رسته ام
شیب هر خط را به تندی می دوم گوش هر ایگرگ وشی را می جوم
گاه در زندان قدر مطلقم گه اسیر زلف حد و مشتقم
گاه خطها را موازی میکنم با توانها نقطه بازی میکنم
لشکر تمرین دارم بیشمار تیغی از فرمول دارم در کنار
ناگهان دیدم توابع مرده اند پاره خطها، نقطه ها ، پژمرده اند
در ریاضی بحث انتگرال نیست صحبت از تبدیل و رادیکال نیست
کاروان جذرها کوچیده است استخوان کسرها پوسیده است
از لگ و بسط نپر اثار نیست ردپایی از خط و بردار نیست
هیچکس را زین مصیبت غم نبود صفر صفرم هم دگر مبهم نبود
آری آری خواب افسون میکند عقده را از سینه بیرون می کند
شعر دل

طرح چشمان قشنگت، در اتاقم نقش بسته
شعر مي گويم به يادت، در قفس غمگين و خسته
من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي
ساحل ام شو، غرق گشتم بي تو در شب هاي مستي ساحل ام شو، غرق گشتم بي تو در شب هاي مستي
خيال کردم بري، ميري از يادم
تو رفتي و نرفت چيزي از يادم
تو رفتي تازه عاشق تر شدم
از اوني هم که بود بدتر شدم من
صبح تا شب اين شده کارم
که واسه ي چشات بيدارم
تو خداي عاشقايي، تو تموم کس و کارم
تو به داده من رسيدي وقتي تنهاييمو ديدي
تو نذاشتي برم از دست، اگه چيزي ام هنوز هست
نازنينم،اميد شيرينم، من به جز تو کسي نمي بينم
از اون روزي که رفتي ،يه روز خوش نديدم
بجز دستاي گرمت پناه و پشت نديدم

از بين گلها کدوم گل رو تقديم به عشقت ميکني؟؟
![]()
گل سرخ : عشق آتشين مرا بپذير
غنچه گل : براي نخستين بارقلبم به خاطر تو لرزيد
گل ميخک : قلبم را به تو تقديم ميکنم
گل شقايق : زندگيم فقط به خاطر عشق توست
گل بنفشه : هميشه به ياد من باش
گل اطلسي : نميدانم مرا دوست داري يا نه
گل محمدي : ترا از صميم قلب مي پرستم
گل شب بو : در شب مهتاب ، رويت را مي بوسم
گل هميشه بهار : عشق تو براي هميشه در قلب من رخنه کرده
گل داوودي : از صداي دلپزير تو لذت مي برم
گل اشرفي : اين هديه را از من بپذير
گل اقاقيا سفيد : عشق پاک ، نتيجه ازدواج و خوشبختي
گل ميمون : يک بوسه مي خواهم نه بيشتر
گل يخ : از عشق تو نا اميدم
گل تاج خروس : از دوريت سرگردان شده ام
گل لادن : گاهي از من ياد کن
گل سفيد : ميسوزم و ميسازم
گل مينا : بي وفا بدلداده ي خود رحم نکردي
گل کاميليا : فداکاري در راه عشق خوشبختي مي آورد
گل زرد : از تو بيزارم
گل نسترن : شهرت را بر عشق رجحان دادي
گل ساعتي : در واپسين دم زندگي ، خوشبختي تو را مي خواهم
گل پژمرده : افسوس که بهاي عشقت را ناچيز پنداشتي
گل مريم : به پاکدامني تو دورود مي فرستم
گل کوکب : چرا بيهوده قلبم را افسرده مي سازي
گل رازقي : شفا و بهبودي تو را آرزو دارم
گل لاله : تو که دل من را غم زده مي خواهي ، اين من و اين دل دردمند من
گل سنبل : تو به منزله باغ پر گلي هستيکه دلدادگان را از تو نتيجه اي نيست
گل بيدمشک : اگر مي سوزم و خاکستر ميشوم ، گناه از بخت بد من است ؛ ترا مي بخشم
گل رازيانه : هرچند درکنارم نيستي ولي نگاهت در تنهايي مونس من است
گل ناز : ناز و دلبري جامه ايست که به قامت تو دوخته اند
گل ياسمن : دستي است که دامن دلدار مي گيرد و زباني است که تمنا ميکند
گل ياس : از من نخواه که جز راستي سخن گويم ، من شيفته تو هستم


